گفتمان مديريت بايد بر پايه مسئوليت‌پذيري باشد

a

صفحه اصلی   اخبار
1

  مديرعامل گروه فن آوا عنوان کرد:

  گفتمان مديريت بايد بر پايه مسئوليت‌پذيري باشد

  

 مدیرعامل گروه فن آوا بیان کرد: از آنجایی که سطح انتظارات مردم و گروه‌های مختلف کاری نسبت به گذشته فرق کرده است صنعت ICT باعث می شود که شفافیت اطلاعات به وجود بیاید (چون اطلاعات و سطح دسترسی به اطلاعات قدرت ایجاد می کند) پس می‌توان به اهمیت تاثیرات مثبت این صنعت بر بنگاه‌های دیگر کسب و کار و سرعت رشد و پیشرفت آنها پی برد.

به گزارش روابط عمومی گروه فن آوا: مهندس علی اصغر طراوتی مدیرعامل گروه فن آوا در مصاحبه‌ای اختصاصی با فصلنامه مکتب گفتگو به سوالات مطرح شده در خصوص چالش‌های مدیریت منابع انسانی و به خصوص در حوزه صنعت ICT پاسخ داد. مشروح این گفتگو تقدیم می‌گردد.

س- چالش‌های تربیت نیروی انسانی و کاهش فاصله بین منابع انسانی کشورمان با کشورهای پیشرفته را چگونه ارزیابی می کنید؟

ج - از آنجایی که صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) صنعتی دانش محور است، از نظر این صنعت اهمیت منابع انسانی بسیار زیاد است. به همین خاطر مدیرانی که در این صنعت فعالیت می کنند به دلیل جنس موضوع چالش بیشتری نسبت به دیگر صنایع دارند ولی در صنعت ICT از یک اپراتور ساده تا راس هرم، نیروی انسانی باید تخصص و مهارت را با هم داشته باشند.

ما در کشور دو مشکل اساسی در این خصوص داریم، یکی فرهنگ کار و دیگری قانون و ساختار. از آنجایی که عده زیادی از افرادی که فارغ التحصیل می شوند بیشتر تفکر پشت میز نشینی دارند و البته در همان شرایط مهارت لازم را ندارند، بنابراین خروجی‌های دانشگاه را به سرعت نمی توایم به عنوان یک محصول و یک نیروی انسانی استفاده کنیم و چنانچه بخواهیم افرادی با مهارت پایین را جذب کنیم که سابقه کار قبلی مناسب و مرتبط را نداشته‌اند باید ریسک‌ها و خطاهای آن را بپذیریم. به علت بهره وری پایین باید آنها را آموزش دهیم و این درحالی است که کارآمدی نیروی انسانی در این صنعت در میزان درآمد حاصل نقش موثر و تعیین کننده ای دارد ولی معمولا وفاداری نیروی انسانی به بنگاه‌های کسب و کار خود به خصوص در صنعت ICT بسیار پایین است بنابراین هیچ ضمانتی برای نگهداری نیروی انسانی و بهره‌برداری از آن وجود ندارد. قوانین کار هم در این رابطه با این چالش مواجه هستند که جذب و رهاسازی نیرو در همه سازمان‌ها و به ویژه در صنعت فناوری اطلاعات هزینه بالایی را دارد و چالش نیروی انسانی هرچقدر از رده کارشناسی به رده سازمانی بالاتر برود با مشکلات و هزینه‌های بیشتری همراه خواهد بود. شرکت‌ها به خاطر اینکه این چالش را حل کنند مسیرهای مختلفی را انتخاب می کنند زیرا بازیگر اصلی در صنعت ICT نیروی انسانی است و در کشورمان چندان تعامل صحیحی برای این امر وجود ندارد.

س -  فرهنگ کار و نا کارآمد بودن قانون کار باعث این امر هستند، زیرا قانون کار به حداقل ها فکر می‌کند و انتظار دارد که مهارت ها بیشتر ارزش گذاری شوند، فرهنگ ارزش کار و اصلاح قانون کار در جامعه و سیستم دولتی در چه اولویتی باید قرار گیرد؟

ج – فرهنگ کار مرسومی که در بین آحاد جامعه وجود دارد با فرهنگ کار در بنگاه‌های اقتصادی متفاوت است. برای مثال این پذیرش در بنگاه‌های مشابه وجود دارد که اگر نیرویی از سیستم ما جدا شود حتماً به راحتی در دیگر سیستم‌های رقیب پذیرفته می‌شود، این مساله در قانون کار پیش‌بینی نشده است! همانگونه که بنگاه‌های اقتصادی جهت آموزش، ارتقاء مهارت و توانمندسازی پرسنل خود هزینه‌های مهارتی می پردازند در قبال آن حاکمیت، دولت و قانون علاوه بر تعهداتی مانند ایمنی شغل، نوع پرداخت، نوع بیمه و غیره را متوجه کارفرمای این حوزه می‌کند، در موضوع تربیت و رشد نیروی انسانی که در حقیقت دارایی ما هستند هیچ زمینه پیگیری (پیشگیری) در قانون وجود ندارد. دارایی و سرمایه نا مشهودی که در صورت‌های مالی وجود ندارد و هیچ جا دیده نمی شود ولی در این خصوص وقت، انرژی و هزینه زیادی را از شرکت‌ها و مدیران در حوزه ICT می گیرد. برای مثال متخصصی که در شرکتی، دو سال سابقه کار و مهارت کسب کرده است به راحتی می‌تواند جدا شده و به مجموعه دیگری ورود پیدا کند، البته این بدین معنا نیست که حق و حقوق نیروی انسانی پرداخت نشود. بنابراین رقبای این صنعت این مساله را پذیرفته‌اند و می‌دانند که این مساله برای آنها هم اتفاق خواهد افتاد.

فن آوا

س – از آنجاییکه یکی از رویکردهای ICT همانند سایر حوزه های جامعه، بحث توسعه و تحقق عدالت اجتماعی است، به نظر شما گروه فن آوا و سایر دوستانی که در حوزه ICT فعالیت می کنند تا چه حد در این موضوع موفق بوده‌اند؟

ج – وقتی موضوع عدالت اجتماعی مطرح می شود حقوقی مانند امنیت، آرامش، انتخاب و مانند اینها مطرح می شود. یکی از این موارد مهم تساوی در موقعیت‌ها و جایگاه‌هایی است که مطرح می شود، بنابراین ما می‌بایست در بحث عدالت اجتماعی شرایطی را ایجاد کنیم که آحاد جامعه به صورت مساوی و یکپارچه به یک جایگاه حق انتخاب و حق اتصال داشته باشند. در صنعت ICT در این راستا مفهومی به نام "شکاف دیجیتالی" وجود دارد که نشان دهنده تفاوت دسترسی افراد مختلف به امکانات ارتباطی است، باید بتوانیم با ICT عدالت اجتماعی ایجاد کنیم. اگر بتوانیم فضاهای مجازی و فرصت‌های اتصال و ارتباط را برای مردم در این حوزه ایجاد کنیم می‌توانیم بگوییم محدودیت‌های جغرافیایی، سنی، جنسی و مرزبندی دیگر نمی‌تواند موانعی را برای این مساله ایجاد کند و چنانچه مردم به این فضا دسترسی داشته باشند امکان استفاده از این ظرفیت و شرایط را دارند.

بر این اساس مجموعه گروه فن آوا از سال 1390 پروژه‌ای به نام  USOرا آغاز کرده است که امروزه به 1050روستای در نقاط صعب العبور و محروم در 27 استان کشور امکان استفاده ازخدمات تلفن ثابت بر بستر GSM/WLL را فراهم نموده است.

وقتی اتصال را در یک روستا ایجاد کنیم بر اساس ایجاد این دسترسی مراجعات حضوری و رفت و آمدها کمتر خواهد شد و همه می‌توانند به طور مساوی امکان استفاده از این فضا را داشته باشند، به عنوان نمونه امکان آموزش‌ از راه دور برای همه ممکن خواهد بود. در چند سال اخیر رویکرد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات این بوده است که زیرساخت ها را ایجاد کند و پس از آن پروژه های مختلف را انجام دهد.

به نوعی دیگر مفهومی به نام Start UP وجود دارد که حتی یک دانشجو می تواند با ایده خود یک کسب و کار نوپا را به ویژه به صورت تیمی ایجاد نماید که در چند سال اخیر موج آن نیز ایجاد شده است اما درهمین شرایط اگر دولت و حاکمیت بخواهد در قالب عدالت اجتماعی حرکت نماید بایستی قبل از آن با ابزار ایجاد شده زیرساخت‌ها، می تواند سایر خدمات و سرویس‌ها را به آحاد جامعه ارائه نماید و لذا صنعت ICT به حاکمیت نیز در این راستا کمک می‌کند.

س – به نظر شما ایجاد زیرساخت‎‌ها در صنعت ICT تا چه میزان توانسته است تاثیرات مثبتی در صنایع تولیدی مانند کشاورزی ایجاد کند؟

ج – با توجه به دسته بندی صنعت ICT که شامل حوزه‌های شبکه و زیرساخت، خدمات و سرویس‌ها، حوزه محتوی و حوزه سخت افزار می‌شود. روند مصرف دنیا به گونه‌ای است که انسان وابستگی زیادی به صنعت ICT پیدا کرده که مخلوق خودش است. از طرف دیگر گاهی اوقات این صنعت می‌تواند برای زندگی فردی، زندگی اجتماعی و کسب و کار بشر خطراتی ایجاد کند و از آنجایی که فرهنگ ICT هم به بهره بردار و هم کسی که می خواهد ارائه سرویس بدهد مربوط است و با توجه به اینکه هر پدیده ای که متولد می‌شود تهدیدات خود را نیز برای کشورها به همراه خواهد داشت (مانند جنگ نرم افزاری، سرقت اطلاعاتی و سایر موارد دیگر) لذا لزوم توجه به این صنعت نیز بیشتر احساس می‌شود. این صنعت تا جایی پیشرفته است که در زندگی امروزه مردم حتی وابستگی کشور به کشور را نیز ایجاد می‌کند (مانند تهدید به قطع اینترنت، تهدید به قطع سرویس‌های ماهواره‌ای  و ...)، لذا باید صنعت ICT مورد بازشناخت واقع شود و اثرات مثبت و منفی آن دیده شود، اما از آنجایی که مدل زندگی و رشد تکنولوژی افراد امروز با مردم در 10 سال قبل فرق کرده است لذا باید مراقب باشیم که رفتار و عملکرد انسان موجب نشود که یک هنجار به ناهنجار تبدیل شود، بنابراین نیاز به آموزش و فرهنگ سازی جهت استفاده بهینه و به موقع از این صنعت بیشتر احساس می‌شود.

از جمله اثرات مثبت صنعت ICT این است که مدیران پشت اتاق شیشه‌ای هستند و بنابراین زودتر ناهنجارها مشخص می شود و بهتر می توانیم تصمیم گیری کنیم. اما در مورد مفهوم سازمان‌ها، شاید بتوان گفت سازمانی که به صنعت ICT مجهز شده رفتارش عوض می شود و برای مثال ساختار طولی آن به ساختار عرضی تبدیل می شود و بعضی شغل‌ها به نوعی ماهیت قبلی خود را از دست می دهند و حتی نوع انسان‌هایی که می خواهیم استخدام کنیم با قبل فرق می کند.

در پایان و در پاسخ به این سوال می توان گفت از آنجایی که سطح انتظارات مردم و گروه‌های مختلف کاری نسبت به گذشته فرق کرده است صنعت ICT باعث می شود که شفافیت اطلاعات به وجود بیاید (چون اطلاعات و سطح دسترسی به اطلاعات قدرت ایجاد می کند) پس می‌توان به اهمیت تاثیرات مثبت این صنعت بر بنگاه‌های دیگر کسب و کار و سرعت رشد و پیشرفت آنها پی برد.

س – از آنجایی که در کشورمان سند چشم انداز 1404 تعریف شده است به نظر شما گفتمان مدیریتی در حوزه ICT برای رسیدن به اهداف ایران 1404 چه باید باشد؟

ج – علی رغم تعریفی که در سند چشم انداز 20 ساله شده است مبنی براین که کشورمان در سطح منطقه در صنعت ICT در رتبه اول قرار گیرد، اما با آهنگ و روند فعلی، دسترسی به اهداف چشم انداز 1404 امکانپذیر نخواهد بود. الزاماً خیلی از دلایل آن موضوعات داخلی نبوده زیرا صنعت ICT تولید داخل نیست و صاحبان آن کشورهای پیشرفته جهان هستند و همچنین از قبل سندی برای آن پیش‌بینی نشده لذا تولیدی هم اتفاق نیفتاده و ما مصرف کننده هستیم، مگر اینکه در چند سال آینده و در راستای سند چشم انداز برنامه هایی طرح ریزی و اجرا شوند.

به نظر من مهمترین وزارتخانه دولت، وزارتخانه فناوری اطلاعات و ارتباطات است، زیرا این وزارتخانه می تواند در حوزه رشد اقتصادی، امنیت روانی، امنیت اجتماعی و فرهنگ سازی نقش بسیار زیادی داشته باشد. اگر انسجام در مکانیزم‌های تصمیم گیری درست پیاده نشود و گفتمان لازم اتفاق نیافتد و در نهایت این حوزه درست مدیریت نشود هم بر زندگی فردی و هم بر زندگی اجتماعی مردم و در کسب و کار افراد تاثیر خواهد داشت. بنابراین همه مدیران باید بپذیریم که مسئول هستیم و اگر درست فکر و عمل کنیم موجبات اشتغال زایی و کارآفرینی را می‌توانیم فراهم کنیم.

 


تاریخ : 1396/02/16-16:08:26 | بازدید : 1031
برچسب :

نظرات كاربران - 0 نظر
ثبت ديدگاه
نشاني ايميل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌هاي موردنياز علامت‌گذاري شده‌اند *