با تفکر نوين توسعه کسب‌وکار، فن‌آوا هلدينگي متمايز مي‌شود

a

صفحه اصلی    آرشیو مقالات

1

   معاون توسعه کسب و کار گروه فن آوا:

  با تفکر نوين توسعه کسب‌وکار، فن‌آوا هلدينگي متمايز مي‌شود

  رشد و توسعه همه‌جانبه فضاي ارتباطات و فناوري اطلاعات و نفوذ در تمامي ورتيکال‌هاي با ماهيت اقتصادي، باعث تغيير در روند فعاليت يا گاهاً ماهيت کسب‌وکارهاي فناوري پايه‌اي شده که از قديم در حوزه ICT کشور فعال هستند. هلدينگ ارتباطي فن‌آوا نيز تحت تأثير اين رويه، همواره رويکرد چابک‌سازي و تطابق با حرکت بازار را در دستور کار داشته ...

به گزارش روابط عمومی گروه فن آوا: رشد و توسعه همه‌جانبه فضاي ارتباطات و فناوري اطلاعات و نفوذ در تمامي ورتيکال‌هاي با ماهيت اقتصادي، باعث تغيير در روند فعاليت يا گاهاً ماهيت کسب‌وکارهاي فناوري پايه‌اي شده که از قديم در حوزه ICT کشور فعال هستند. هلدينگ ارتباطي فن‌آوا نيز تحت تأثير اين رويه، همواره رويکرد چابک‌سازي و تطابق با حرکت بازار را در دستور کار داشته و در برهه‌هاي زماني خاص اقدام به اتخاذ تصميم‌هاي استراتژيکي کرده که برگرفته از آنها، امروز با در اختيار داشتن سبد کاملي از محصولات مورد نياز بازار هدف (جامعه)، به عنوان يکي از کليدي‌ترين بازيگران اين عرصه معرفي و شناخته شود. خروجي و ماحصل اين رويکرد کلان و استراتژيک، در زماني که بخش قابل توجهي از سهم بازار اقتصادي به کسب‌وکارهاي فناور و اصطلاحاً «نوپايان بلندقامت» تعلق دارد را مي‌توان در راه‌اندازي معاونت توسعه کسب‌وکار براي اين هلدينگ ارتباطي مشاهده کرد.

سکان راهبري اين واحد تازه‌تأسيس در ساختار اجرايي و ستادي هلدينگ فن‌آوا که برگرفته از شکل‌گيري تفکري آرمان‌گرايانه و تزريق روحيه اميد به اين بدنه باسابقه است، در اختيار دکتر علي رمضاني قرار گرفته تا با تکيه بر دانش آکادميک و تجربه سال‌ها فعاليت در اين عرصه، نويدي بر حضور پررنگ‌تر اين گروه در بازارهاي جديد کسب‌وکاري و تقويت بنيه رقابتي اين هلدينگ در بخش‌هاي فعال کنوني باشد. عنوان «معاونت توسعه کسب‌وکار» در مفهوم، اقتضائاتي نظير اشراف بر تمامي جوانب رقابت و بازار اقتصادي را دارد و مانند مغز متفکر به راهبري و ايجاد حيات براي گروه اقتصادي مي‌پردازد؛ پس طبيعي است معاونت توسعه کسب‌وکار توان رويارويي با تمامي شرايط را از قبل پيش‌بيني کرده و آماده پاسخگويي به تمامي سوالات مطرح در روند حاکم بر امور جاري حوزه کاري شرکت يا گروه باشد.

بر اين اساس در مصاحبه‌اي که پيش روي شماست، سعي کرديم از تمامي جنبه‌هاي بازار ارتباطات، گفت‌وگويي با دکتر رمضاني داشته باشيم و به عبارتي وي را به چالش بکشيم؛ چالشي که از سمت وي پذيرفته شد  و حاصل آن، گفت‌وگوي زير شد که شما را حتماً به خواندن آن دعوت مي‌کنيم تا هرچه بيشتر در جريان تغيير و تحولات عظيم و ساختاري هلدينگ فن‌آوا قرار گيريد.

هدف گروه از راه‌اندازي اين معاونت جديد در ساختار ستادي هلدينگ فن‌آوا چه بود؟ آيا مي‌شود اينگونه برداشت کرد که فن‌آوا به دنبال اخذ بيشترين سهم بازار در تمامي بخش‌هاي فعال در زيرمجموعه‌هاي خود يا به عبارتي سبقت از تمامي رقباست؟

توسعه کسب‌وکار همانطور که از عنوانش برمي‌آيد، نوعي رقابت در خود دارد که در نهايت منجر به توسعه جايگاه برند در بازارهاي رقابتي مي‌شود و هدف مجموعه از اين تغيير و تحول نيز دقيقاً همين بود. البته نبايد مرتکب اشتباه شد! گروه فن‌آوا با اين تغيير اصراري ندارد که شبيه شرکت‌هاي بزرگي شود که در حال حاضر مشغول خدمات‌دهي در حوزه‌هاي مرتبط با ارتباطات و فناوري اطلاعات هستند. طبيعتاً هر شرکتي هويت، توانمندي و ظرفيت‌هاي خاص خود را دارد که با تکيه بر آنها درصدد کسب بيشترين سهم از بازار است. ما تنها مي‌خواهيم با تکيه بر توانمندي‌هايمان بهترين باشيم.

در حال حاضر با توجه به همين توانمندي‌ها، در کدام بخش‌هاي بازار مي‌توانيد وضعيت خود را قابل قبول ارزيابي کنيد؟

گروه به اين نتيجه رسيده که در حوزه کسب‌وکارهاي سازماني (B2B) بسيار موفق‌تر از کسب‌وکارهاي خرد (B2C) عمل کرده است؛ بنابراين برنامه ما اين است که ظرفيت رقابتي خود را در بازارهاي سازماني بيش از پيش تقويت کنيم. با اين حساب جاي تعجب نيست محصولي را که طراحي مي‌کنيم، با اولويت بازارهاي سازماني باشد.

لطفاً درخصوص اولويت سازماني کمي بيشتر توضيح دهيد.

به طور مثال در بخش ارتباطات، خدمات اينترنت پرسرعت را در نظر بگيريد. با وجود اينکه از سال‌ها پيش در زمينه فروش ADSL فعاليت کرده‌ايم و مشترکان خانگي هم داريم و البته کماکان اين رويه را ادامه خواهيم داد اما اولويت‌مان با فروش سازماني است. شايد اينکه بخواهيم بيش از پيش فشار بياوريم تا در بازار رقابتي اينترنت پرسرعت خانگي جايگاهي بيش از اين به دست آوريم، چندان درست نباشد زيرا هم بازار رو به اشباع شدن است و هم هزينه‌هاي موجود در اين بخش براي هلدينگ جذابيت تمرکز ندارد.

همين وضعيت در بازار سازماني نيز حاکم است؛ چه شانسي را براي خود متصور هستيد؟

فن‌آوا يک اپراتور و دارنده پلت‌فرم‌هاي متنوعي است که از طريق آن در بازارهاي هدف اقدام به ارائه خدمات مي‌کند و به نوعي خالق ارزش افزوده است. اگر نگاهي به وضعيت ديگر شرکت‌هاي فرضاً ارائه‌دهنده خدمات اينترنت پرسرعت داشته باشيد، متوجه مي‌شويد که سبد محصولات و خدمات آنها در بخش‌هايي نظير «پرداخت» کامل نيست اما هلدينگ فن‌آوا مجموعه‌اي از سرويس‌هاي همگن را در اختيار دارد که قابليت پاسخگويي به نياز سازمان‌ها از پايه تا حرفه‌اي را داراست. رويکرد ما در ستاد، همکاري با تمامي شرکت‌هاي فعال حتي در حوزه ارتباطات است که ممکن است بخش‌هايي از سبد محصولات و خدمات ما را نداشته باشند؛ به عنوان مثال توانايي ما در بخش ارتباطات ماهواره‌اي به گونه‌اي است که سرويس تلويزيون ماهواره‌اي را به شکل B2B عرضه کرده‌ايم اما با توجه به اينکه خدمت مذکور در دنيا به سمت مشترکان خرد هم رفته، شايد شرکت‌هايي که بيشترين ارتباطات را در اين حوزه دارند، نيازمند همکاري و استفاده از توانمندي ما در اين بخش باشند تا نهايتاً مردم هم از اين خدمات بهره‌مند شوند.

با در نظر گرفتن اين ظرفيت و البته خلأيي که اشاره کرديد، فکر نمي‌کنيد با توجه به عقب‌ماندگي قابل توجه نسبت به دنيا در اين عرصه، شايد بهتر باشد از تکنولوژي اين بخش عبور کرده و حداقل براي همگامي با ديگر کشورهاي پيشرفته به يک سطح بالاتر منتقل شد؟

در صنعت فناوري، تکنولوژي است که نحوه حرکت فعالان را اداره مي‌کند و شرکت‌ها تنظيم‌کننده مسير حرکتي تکنولوژي نيستند. به عنوان مثال زماني که تکنولوژي LTE معرفي و توسعه داده شد، شرکت‌هاي فعال خود استانداردها و قوانين آن را تنظيم کردند.

در حال حاضر حوزه ارتباطات با دو مقوله مهم مواجه است؛ با توجه به اينکه فناوري روز به روز درصدد ايجاد رفاه بيشتر براي مردم است و بالطبع ذائقه کاربران در استفاده از محصولات فناوري نيز تغيير کرده، اپراتورهايي که بتوانند هر دو مقوله «سرعت» و «پهناي باند» را به شکل توأمان توسعه دهند، برنده رقابت در اين حوزه هستند. ديگر مفهوم ارتباطات «صوت» نيست و کاربران ترجيح مي‌دهند به جاي متون، از تصاوير و ويدئوها استفاده کنند. طبيعي است در چنين شرايطي تمامي اپراتورهاي سرويس‌دهنده در بخش‌هاي ثابت، سيار و ماهواره، به سمت ارتقاي سرويس‌دهي خود بروند. پياده‌سازي سرعت و پهناي باند بالا قطعاً نياز به زيرساخت‌هايي دارد که شايد توسعه بخش‌هايي از آن وظيفه حاکميت ارتباطات باشد تا سرويس‌دهندگان با تکيه بر آن، اقدام به ارائه خدماتي همسو با نياز مردم و جامعه کنند.

در شرايطي که ممکن است تکنولوژي به اين زودي‌ها برنامه‌اي براي توسعه نداشته باشد و ما هم در بخشي از بازارها با عقب‌ماندگي مواجه هستيم، به نظر شما راهکار سريع براي جبران اين عقب‌ماندگي که به نوعي ارزش‌آفرين هم باشد، چيست؟

با توجه به اينکه در گذشته بسياري از سرويس‌ها به شکل جزيره‌اي ارائه مي‌شد و کاربران مجبور بودند براي بهره‌مندي از تمامي آنها، به سرويس‌دهندگان مختلف مراجعه کنند، اکنون گروه ما به اين نتيجه رسيده که با در اختيار داشتن سبد کاملي از محصولات مورد نياز کاربران، به سمت ارائه خدمات يکپارچه برود. البته اين تصميم استراتژيک در گوشه و کنار دنيا در حال اجرا و پياده‌سازي است به گونه‌اي که شاهد هستيد فعاليت‌هاي بسياري از شرکت‌هاي بزرگ مانند مايکروسافت هم که ماهيت فعاليتش در حوزه نرم‌افزار است، به بخش‌هاي ديگر زنجيره ارزش نظير محتوا و حتي سخت‌افزار هم کشيده شده است. به عبارت ديگر شرکت‌هاي فعال در حوزه فناوري سعي مي‌کنند در کل زنجيره ارزش افزوده، فعاليت داشته باشند.

با اين حساب مي‌توان گفت رقباي اصلي در اين صنعت شرکت‌هايي هستند که با حرکتي مشابه، به تمامي زنجيره ارزش افزوده ورود مي‌کنند يا به عبارتي، سبد کاملي از محصولات را به مشترکان خود ارائه مي‌کنند و در غير اين صورت محکوم به شکست در بازار رقابتي خواهند بود.

دقيقاً همينطور است و اين رويه را مي‌توان براي کشور خودمان نيز تصوير کرد. جالب است يک مطالعه آينده‌پژوهي در صنعت ICT که توسط وزارت اقتصاد هلند انجام شده، نشان مي‌دهد چهار اتفاق بزرگ تا سال 2020 روي خواهد داد. دو نمونه برجسته آن، از اين قرار است: 1. در شرايطي که صنايع با بحران اقتصادي مواجه مي‌شوند، اين صنعت ICT است که نقش منجي را ايفا مي‌کند و نجات‌بخش اقتصاد کشورها مي‌شود. 2. شرکت‌هاي بزرگ، شرکت‌هاي کوچک را از بين خواهند برد و به سمت تکميل زنجيره محصول مي‌روند.

شايد براساس نمونه اول است که وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات کشور ما دومين وزارتخانه بعد از وزارت نفت است که پرسودترين حوزه را در اختيار دارد و نرخ اشتغالزايي در آن نيز با سرعت زيادي رشد مي‌کند. مقوله دوم هم بر اين موضوع دلالت دارد که برندها به دنبال افزايش ماندگاري خود در صنعت هستند. بنابراين مي‌توان به اين نتيجه رسيد که مشترکان ترجيح مي‌دهند خدمات موردنياز خود را از شرکت‌هايي دريافت کنند که زنجيره‌اي از محصول دارند و مي‌توانند براي تمامي نيازهاي آنها پيشنهاداتي داشته باشند. بر همين اساس بسياري از شرکت‌ها از ماهيت اصلي کسب‌وکار خود فاصله گرفته و در ديگر بخش‌ها نيز فعال شده‌اند يا درصدد جبران خلأهاي خود هستند. شايد نمونه ايراني اين اتفاق خريداري شرکت پارس‌آنلاين توسط شرکت هاي‌وب باشد که به دليل عدم فعاليت هاي‌وب در بخش خدمات ماهواره‌اي اتفاق افتاد. مثالي مي‌آورم که گوياي اتفاقات پيش‌رو باشد. صنعت سينما رفته رفته به جايي رسيد که سالن‌هاي اکران فيلم خصوصي شکل گرفت و سينماداران براي تأمين هزينه‌هاي خود، غرفه‌هاي جانبي را در سالن‌ها ايجاد کرده و اجاره دادند که امروز بيشترين سود از محل فروش آنها حاصل مي‌شود. شايد عجيب نباشد که برخي سينماها هزينه نمايش فيلم را خودشان متقبل شوند و امکان تماشاي رايگان را به مردم بدهند اما خيالشان راحت است که با حضور مردم در سالن سينما، تمامي هزينه‌هايشان از محل فروش يک قلم - فرضاً پاپ‌کورن و ساير خوراکي‌ها - جبران مي‌شود.

بر اساس همين ديدگاه، اشتباه است که الان يک شرکت اپراتوري بخواهد مانند ساليان گذشته بر ارائه خدمات اپراتوري پايه تأکيد داشته باشد. در گذشته اينگونه بود که اپراتورها خدمات پايه را ارائه مي‌کردند و ساير کسب‌وکارها به ارائه سرويس‌هاي ارزش افزوده روي بستر آنها مي‌پرداختند اما اپراتورها براي بقاي خود نيازمند تغيير رويه هستند.

منظور من دقيقاً شرايطي است که بسياري از خدمات ارزش افزوده تلفن همراه را مانند ساير کشورها نداريم اما در اين شرايط همراه اول و ايرانسل همچنان بخواهند روي ارائه خدمات پايه پافشاري کنند. اين اپراتورها براي ارائه خدمات ارزش افزوده نيازمند همکاري با MVNOها هستند تا بتوانند جنبه‌هاي ديگر درآمدي خود را نيز فعال کنند.

متأسفانه نوعي ديدگاه در فضاي کسب‌وکاري کشور ما حاکم است که بيزينس‌ها را کمتر به سمت همکاري با يکديگر سوق مي‌دهد و همواره نوعي مقاومت در اين مسير مشاهده مي‌شود. اين رفتار را در برخورد اپراتورهاي تلفن همراه با اپراتورهاي مجازي نيز شاهد هستيم که حاضر به اعتماد نيستند و معمولاً شرکت‌هاي بزرگ‌تر درصدد اين هستند تا خدمات شرکت‌هاي کوچک‌تر را نيز خود عرضه کرده و به نوعي باعث حذف آنها از بازار شوند. گمان مي‌کنيد چنين موضوعي در تفکر فن‌آوا نيز وجود داشته است؟

شعار الکامپ سال گذشته ما «آمادگي برقراري اتحادهاي استراتژيک با شرکت‌هاي بزرگ ICT» بود. با منطق صحبت شما موافقم اما اين موضوع درباره گروه فن‌آوا صدق نمي‌کند چرا که شعارمان هم گوياي منطق تصميم‌گيري‌هايمان است. ممکن است براساس اين منطق بسياري از شرکت‌ها با خود بگويند به عنوان مثال استارت‌آپ «اسنپ» مگر چه ايده خاصي بود که ما نتوانستيم اجرا کنيم! در همين زمان است که بسياري از شرکت‌ها دچار يک اشتباه استراتژيک مي‌شوند و حاضر مي‌شوند در آن بخش شروع به نقش‌آفريني کنند. در همين راستا شرکت‌هاي متنوعي را با رسالت‌هاي مختلف شکل مي‌دهند که نهايتاً مانند يکي از هلدينگ‌هاي ارتباطي بزرگ کنوني که وابسته به يکي از بانک‌هاي کشور است، رفته رفته مجبور به تعطيل کردن شرکت‌ها يا ادغام آنها مي‌شوند. طبيعي است در زمينه‌اي که صاحب تجربه و ايده نيستيم، نبايد ورود کنيم. بسياري از شرکت‌هاي فناوري اطلاعات کنوني تنها برحسب يک تب مقطعي در بازار شکل گرفته‌اند که به زودي در آستانه تعطيلي يا ادغام قرار مي‌گيرند. تفکر فن‌آوا اين است که به جاي اينکه خود را در حوزه‌هاي مختلف توسعه دهد، با بهره‌مندي از ظرفيت‌هاي اپراتوري که ايجاد کرده، به سمت اتحادهاي استراتژيک با شرکت‌هاي سرويس‌دهنده ديگر برود تا با ياري يکديگر بتوانند مجموعه قدرتمندي را شکل دهند.

از سويي ديگر با توجه به اينکه يکي از استراتژي‌هاي حوزه بازاريابي اين است که در بازار در حال رشد، رقابت اشتباه است، ميلي به اينگونه رفتارها ندارند. اگر بازار فناوري اطلاعات و ارتباطات کشور اشباع بود، شايد مي‌شد بر سر رقابت حرف‌هاي بسياري زد اما در حال حاضر ظرفيت‌هاي بسياري در بازار وجود دارد که هنوز نتوانسته‌ايم فعال کنيم و به مردم خدمات دهيم. معاونت توسعه کسب‌وکار با همين هدف در ساختار مديريتي هلدينگ فن‌آوا شکل گرفت تا بر دامنه همکاري‌هاي استراتژيک بيافزاييم.

همانطور که در بخش‌هايي از صحبت‌تان اشاره کرديد، زماني تب راه‌اندازي شرکت در صنعت فناوري اطلاعات و ارتباطات ايجاد شد و حال که وضعيت به ثبات رسيده و در برخي حوزه‌ها شاهد اشباع هستيم، رفته رفته آن شرکت‌ها تعطيل يا در بدنه هلدينگ‌ها ادغام مي‌شوند. آيا اين احتمال يا به عبارتي خطر براي شرکت‌هاي گروه فن‌آوا وجود ندارد؟

بايد بين توسعه کسب‌وکار با توسعه شرکت تفاوت قائل شد. در ايران عطش توسعه کسب‌و‌کار به عطش توسعه شرکت تبديل شده است. تأسيس شرکت، بار هزينه‌اي ستادي زيادي براي هلدينگ‌ها ايجاد مي‌کند زيرا هر شرکتي بايد حداقل يک مدير عامل و 6-5   عضو هيأت مديره داشته باشد و هزينه‌هاي پشتيباني مالي را هم در کنار اين موارد لحاظ کند. بسياري از کسب‌وکارهاي ICT در ابتدا شرکت جديدي براي فعاليت ايجاد کردند اما توسعه کسب‌وکار در فن‌آوا به منزله ايجاد شرکت جديد نيست بلکه به دنبال اين هستيم که تنوعي از شراکت‌هاي همگن ايجاد کنيم تا در زمينه ارائه سرويس‌هاي ارزش افزوده، نيازي به ايجاد تعداد زيادي شرکت نداشته باشيم. همنطور که گفتم، ما تنوعي از کسب‌وکارهاي همگن را داريم؛ کسب‌وکارهاي همگن همديگر را پوشش مي‌دهند و نهايتاً مشترک است که مجموعه‌اي يکپارچه از خدمات را دريافت مي‌کند. البته موضوعي که شما مطرح کرديد نيز وجود دارد و بخاطر همين است که اجازه تأسيس چند شرکت را نداده‌ايم يا به عبارتي 4-3 شرکت کاغذي داريم که فعلاً شرايطي براي راه‌اندازي آنها نمي‌بينيم. از طرفي فعاليت يکي دو شرکت زيرمجموعه گروه نيز کمرنگ شده است.

ژهيچ‌گاه شرکت‌هاي PAP نتوانستند در برابر سرويس‌دهي اينترنت پرسرعت مخابرات يکپارچه شوند و با اتحادي استراتژيک، مخابرات را به بيرون از گود رقابتي سوق دهند. حال چطور قرار است اين اتفاق بيفتد و آيا ساير فعالان اين صنعت نيز مانند شما به اتحادهاي استراتژيک فکر مي‌کنند؟

بله، متأسفانه اين اتفاق را شاهد بوديم اما نه صددرصد بلکه همکاري‌هاي کوتاه‌مدتي شکل گرفت. به عنوان مثال فن‌آوا در مرکز مخابراتي نيازمند پورت اينترنت بود که مخابرات در اختيارش قرار نمي‌داد اما شرکت PAP ديگري با توجه به اينکه ظرفيت خالي داشت، حاضر به اجاره دادن آن ‌شد.

هر حوزه‌اي که رو به اشباع شدن باشد، همکاري در آن کاهش يافته و رقابت تشديد مي‌شود اما فارغ از اين بحث گاهي رفتار و قوانين حاکميت به گونه‌اي است که باعث تضعيف ضعيف‌ترها در بازار مي‌شود. به عنوان مثال تعرفه پهناي باند به صورت پلکاني در نظر گرفته شده و شرکت‌هايي که تا يک حد درخواست پهناي باند برسند، از تخفيف پهناي باند بهره‌مند مي‌شوند و اين تخفيف را به مشترکان خود منتقل مي‌کنند که درنهايت جذابيت براي مشترک نهايي به وجود مي‌آيد اما شرکتي که نتواند سقف پهناي باند درخواستي براي بهره‌مندي از تخفيف را پُر کند، قطعاً تخفيفي هم براي مشترکان خود نخواهد داشت و سرويس‌هايش قابل رقابت با اپراتور بهره‌مند از اين تخفيف نيست.

پس با اين حساب شايد يکي از بکرترين حوزه‌هايي که مي‌توانيم شاهد هم‌افزايي توانمندي‌ها و همکاري‌هاي صميمانه فعالان فناوري باشيم، «اينترنت اشياء» باشد؟

اين نياز فعلاً در سطح حاکميت مطرح و هوشمندسازي سرويس‌هاي دولت الکترونيک بسيار رونق گرفته است. در زمينه هوشمندسازي کنتورهاي آب، برق، گاز و... نيز شاهد شکل‌گيري همکاري‌هايي بين فعالان فناوري هستيم. شرکتي توليدکننده سيم‌کارت است، ديگري با تکيه بر پروانه FCP زيرساخت ارتباطي ارائه مي‌کند و در نهايت نيز شرکتي اقدام به ارائه ماژول اينترنت اشياء مي‌کند؛ بنابراين براي هوشمندسازي خدمات صرفاً يک بخش خاص مانند کنتورهاي گاز، نيازمند اقدام مشترک اين بخش‌ها هستيم.

معاونت توسعه کسب‌وکار با نگاه سنتي که شايد در ساختار قبلي مجموعه وجود داشت، بعيد است بتواند پاي ميز مذاکره براي همکاري‌هاي مشترک بنشنيد. اين معاونت چه رويکردي براي شروع فصلي نو در فعاليت‌هاي خود سرلوحه قرار داده است؟

دقيقاً. شايد نياز باشد بعضي جاها رويکردي مانند دست‌اندرکاران استارت‌آپ‌ها داشته و پويا باشيم اما با توجه به اينکه احساس مي‌کنم ديدگاه شما اين است که ما مانند ساختار برخي استارت‌آپ‌ها چابک و پويا باشيم، بايد بگويم که نهادينه شدن اين موضوع در مجموعه‌هايي که ساختاري به نسبت قديمي‌تر دارند، کمي زمان‌بر است اما با اعمال سياست‌هاي جديد و به‌روز، ممکن است.

کلاً ديدگاه شما درمورد استارت‌آپ‌هاي کنوني کشور چيست و آيا در مجموعه خود به ضرورت همکاري يا پرورش آن رسيده‌ايد؟

بله، با بسياري از شرکت‌هاي استارت‌آپي کار کرده‌ايم و اسکني از فعاليت آنها در صنعت داريم؛ اما در پاسخ به سوال شما بايد بگويم که ابتدا بايد تعريف دقيقي از استارت‌آپ داشته باشيم. گاهي در دل تيمي، ايده‌اي شکل مي‌گيرد اما صرف داشتن اين ايده به منزله داشتن يک استارت‌آپ يا فکر استارت‌آپي نيست؛ صاحبان ايده به کمک تفکر و دانش کسب‌وکار است که مي‌توانند يک استارت‌آپ راه‌اندازي کنند. ماهيت اغلب استارت‌آپ‌هاي کنوني کشور نيز يکسان است؛ غالب آنها واسطه‌هايي هستند که براي حذف واسطه‌هاي سنتي بروز و ظهور يافته‌اند. در شرايط فعلي بسياري از صاحبان ايده هستند که در مراجعه به ما خود را استارت‌آپ معرفي مي‌کنند در حالي که هيچ تجربه و دانش کسب‌وکاري ندارند و مي‌خواهند تنها از آنها حمايت کنيم.

با توجه به رسالت توسعه کسب‌وکاري که داريد، حمايتي هم از آنها داشته‌ايد؟

با توجه به بررسي‌هايي که داشتيم، به اين نتيجه رسيديم که تأمين و حمايت مالي از استارت‌آپ‌ها (تيم‌هاي نوپا) بزرگ‌ترين خيانتي است که مي‌شود در حق آنها داشته باشيم. ما معتقديم اگر استارت‌آپي ايده منطقي داشته باشد، بايد به آن کمک کرد تا به محصول تجاري برسد و بعد به سمت سرمايه‌گذاري روي آن رفت. در هلدينگ ما نيز مرکز شتابدهي وجود دارد که حمايت‌هايي را از استارت‌آپ‌هاي مطابق به رسالت گروه‌هاي کاري زيرمجموعه خودش خواهد داشت اما نوع حمايت‌ها به اين شکل است که مثلاً درگاه USSD، هاستينگ، اينترنت پرسرعت و... که در داخل گروه فن‌آوا تعريف شده را به صورت رايگان در اختيارشان قرار دهيم.

تاکنون نمونه موفق و به محصول رسيده‌اي هم داشته‌ايد؟

بله، از يک سامانه با عنوان «ايراني بخريد» حمايت کرديم که در راستاي تحقق سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي بود. شيوه کار اين سامانه هم به اين شکل بود که با سازمان‌ها و نهادهايي که تسهيلاتي را براي خريد کالاي ايراني در اختيار کارمندانشان قرار مي‌دادند، وارد مذاکره شديم تا خريد کارمندان‌شان با اعتباري که به آنها تخصيص مي‌يافت، از روي اين سامانه انجام شود تا معضلي که پيش از اين وجود داشت و اين تسهيلات گاهاً در امور ديگري هزينه مي‌شد را مرتفع کند.

فارغ از اين موضوع و مباحثي که در ارتباط با رويکرد گروه در حوزه بازار رقابتي اشاره کرديد، تمرکز شما در واحد توسعه کسب‌وکار بر تحقق چه اهداف و مأموريت‌هايي است؟

دو مأموريت اصلي براي توسعه کسب‌وکار در نظر گرفته‌ايم که مبتني بر استراتژي‌هاي بازار است؛ يکي موضوع نفوذ در بازار و ديگري توسعه بازار. بازارهاي جديدي نظير حوزه شناورهاي دريايي و هواپيمايي پيش‌روي گروه وجود دارد که بايد بتوانيم با تکيه بر ظرفيت‌هايي نظير خدمات ماهواره‌اي، وارد آنها شويم. در برخي حوزه‌ها نظير شناورهاي دريايي و هواپيمايي داراي محصول و خدماتي هستيم اما در برخي حوزه‌ها نيز طبيعي است که بايد بتوانيم محصولات جديد توليد کنيم. با توجه به اينکه قرار نيست هلدينگ درگير کارهاي عملياتي شود، مأموريت معاونت ما اين است که از طريق ايجاد برخي شراکت‌ها و اتحادهاي استراتژيک با ديگر شرکت‌هاي فعال در صنعت ICT، ظرفيت فعال براي ديگر شرکت‌هاي فعال در گروه خود ايجاد کنيم تا بتوانند محصولات‌شان را در بازار ارائه کنند. متأسفانه ما هنوز نتوانسته‌ايم حضور کامل و جامعي در ميان شرکاي فعال در صنعت و بازار سهامدارانمان داشته باشيم. معاونت توسعه کسب‌وکار از اين پس رسالت حضور در اين بخش‌ها را پيش خواهد برد تا به عنوان تسهيل‌گر، شرايط را براي فعاليت شرکت‌هاي گروه فراهم کند. منظور از تسهيل‌گري، ايجاد کريدوري براي فعاليت شرکت‌هاي هلدينگ فن‌آواست؛ فرضاً با توجه به اينکه اپراتورهاي موبايل نيازمند توسعه ايستگاه‌هاي BTS خود به نسل چهارم ارتباطي هستند، ما زمينه‌اي را ايجاد مي‌کنيم که شرکت شبکه‌گستر که در حوزه خدمات پيمانکاري فعال است يا شرکت ارتباطات کوه نور که به 1050 روستا در مناطق صعب‌العبور سرويس ارتباطي داده است، براي تأمين خواسته اپراتورها فعال شوند. در حال حاضر با توجه به اينکه تنها فن‌آوا داراي سرويسي با عنوان F59 در کشور است که سرويس‌دهي ارتباطي را مبتني بر سه لايه ظرفيت به صورت پايدار ارائه مي‌دهد، نياز بسياري از بانک‌هاي کشور به اين خدمت است که با تشريح ظرفيت‌ها توسط واحد توسعه کسب‌وکار و ايجاد بازارهاي جديد بايد به سمت نهادينه کردن خدمات گروه برويم. سرويس F59 که در گروه داده‌پردازي ما توسعه يافته، پيشنهاد خوبي براي بخش‌هايي است که به دنبال ارتباطات پايدار هستند؛ لايه اول ارتباطي مبتني بر شبکه ADSL است که اگر قطع شود، يا برحسب تقاضا به شکبه وايمکس منتقل شده و يا قطعي اين لايه نيز به ديگر پشتيبان که شبکه ماهواره‌اي است، منتقل مي‌شود. پايداري سرويس F59 با اطمينان کامل 99.99 درصد است. بنابراين با توجه به بخش اول صحبت، استراتژي ما اين نيست که در بازار رقابت مانند شرکت‌هاي بزرگ در اين حوزه مطرح شويم بلکه مي‌خواهيم استراتژي تمايز را پيش بکشيم و گام در مسيري بگذاريم که شرکت‌هاي ديگر يا هنوز به آن ورود نکرده‌اند و يا با ظرفيت‌هايي که دارند قادر به انجام آن نباشند.

 


تاریخ : 1397/07/24-15:08:27 | بازدید : 316
برچسب :

نظرات كاربران - 0 نظر
ثبت ديدگاه
نشاني ايميل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌هاي موردنياز علامت‌گذاري شده‌اند *